سه شنبه 21 مهر 1405

تاریخ ایجاد: پنج شنبه 23 فروردین 1397  
 
قدیمی ترین تجربه پزشکی برای حفظ سلامت انسان ها از طریق باورهای دینی بوده است. عقیده به این که خداوند ( یهوه، اهورامزدا یا ... ) شفا می دهد، همیشه بین پیروان ادیان وجود داشته است. شروع پزشکی " علمی " از زمان بقراط نیز همراه با این بود که خداوند شفا دهنده و منشاء علم پزشکان است و اطباء وسیله تشخیص و درمان و رساندن شفا به بیماران است. 
حکیمان مشهور ایرانی نیز در کتب پزشکی کهن، به مفهوم طب روحانی به تفصیل پرداخته اند. طب روحانی، علمی است که به کمالات قلوب و امراض، دوا، و کیفیت حفظ صحت و اعتدال آن، تدبیر کردن منفعت آنچه از اعراض نفسانی که نافع است و دفع مضرت آنچه مضر است، می پردازد. 
طب ایرانی با سابقه هزاران ساله، دارای رویکردی کل نگر بر مبنای پیوستگی جسم و روح و ذهن انسان است که تنها به درمان بیماری ها محدود نبوده، بلکه سبکی برای ارتقاء سلامت و کیفیت زندگی به شمار می رود. با بررسی تاریخی مشخص می شود که مدارس طبی ایران باستان به ترتیب سه گروه طبیب می پرداختند که شامل شفادهندگان با اصول روحانی، شفادهندگان با قانون و شفادهندگان با چاقو بودند. پزشکان روحانی با بکار بردن کلمات مقدس به بهترین وجه قادر به معالجه و خارج کردن بیماری از بدن بوده اند. رازی در مقدمه کتاب " الطب الروحانی " خود می نویسد که این کتاب مکمل و به موازات کتاب "المنصوری " اش است که هدف آن مطالعه " طب جسمانی " است. رازی در حدود هزار سال قبل، درمان های روحانی را بدون استعمال دارو به کار می برده و حکایات چندی از این قبیل درمان ها در مثنوی معنوی مولانا ذکر گردیده است. 
ابن سینا درباره صفات طبیب می گوید" طبیب باید که دائم بشارت دهنده صحت و سلامتی برای بیمار باشد چرا که برای عوارض نفسانی تاثیر فوق العاده دارد".چنانچه از موارد فوق بر می آید، درمان و سلامت معنوی از دیرباز در مکاتب طب بشری به خصوص در ایران مورد توجه بوده و ایرانیان اهمیت درمان های روحی در کنار درمان جسمانی را درک نموده اند. 
اما با گسترش علوم و تفکیک تخصص ها، پزشکی و درمان به شاخه های خاصی تقسیم شد و سلامت جسم، روان و سلامت معنوی تا حد زیادی از یکدیگر تفکیک شدند. رویکرد مادی گرایانه و ضد مذهب در غرب نیز به بی توجهی به بعد سلامت معنوی دامن زد در واقع، با افزایش کمی و ارتقای کیفی علوم و دانش های علمی در قرون 18 تا 20 میلادی در کشورهای اروپایی، آمریکایی، صاحبان فلسفه علم به تدریج پدیده های جسمی را از روحی – اعتقادی جدا نمودند . به تدریج که باورهای سکولاریسم قدرت گرفت و فرهنگ آکادمیک غربی را تحت الشعاع قرار داد، جدایی بین پدیده های جسمی و حالات روحی – اعتقادی بیشتر شد . 
از حدود 40 سال پیش نتایج تحقیقاتی ارائه شد که ارتباط عوامل دینی و اعتقادی را با شاخص ها و پیامدهای جسمی مانند مرگ نشان داد و از آن زمان شاخص های دیگر در تعریف سلامت وارد شد و به تدریج در نوشته های علمی آورده شد که سلامت و بیماری انعکاسی از درهم تراوشی عوامل زیست شناسی، روانی و اجتماعی است . 
مطالعات با روش های جدید و در حوزه سلامت از اواخر 1960 شروع شده است. کیفیت اغلب از اذهان متخصصین سلامت دور مانده است. نتایج اغلب مطالعات هم خوش بینانه و هم سخت گیرانه تفسیر و تعبیر شده است. رویکرد مطالعات اغلب در دو دسته تاثیر دور ( اثر معنویت به طور کلی ) و یا تاثیر نزدیک دین ( اثر اجزای دین مانند گذشت کردن ) بر سلامتی تقسیم شده است. بیشتر مطالعات توصیفی بوده است . اولین مرکز تحقیقات سلامت معنوی جهان در دانشگاه دوک ایالات متحده به نام " دین، معنویت و سلامت " توسط دکتر کونیگ تاسیس شده است، همین دانشگاه طب تئوسومانیک ( پزشکی خدایی – تنی ) را راه اندازی کرده است. دانشگاه های ییل ، میشیگان، راجرز، تگزاس و تعدادی معدود نیز در سایر کشورها راه اندازی شده است.
حدود یک ربع قرن پیش، سازمان بهداشت جهانی با این بحث مواجه شد که آیا در تعریف سلامت، باید علاوه بر ابعاد جسمی، روانی و اجتماعی ، بعد معنوی نیز گنجانده شود یا خیر؟ چند سال پس از آن ، بعد معنوی در یک مجله مهم که به ارتقاء سلامت ، اختصاص داشت گنجانده شد . یک دهه پیش، کلیه دولت های اروپایی، بیانیه کپنهاک را در مورد رشد اجتماعی امضاء کردند که آنها را متعهد می کرد که به نیازهای معنوی مردمشان ( افراد، خانواده ها و جوامع) بپردازند وسیاست هایشان را به سمت بینش سیاسی ، اقتصادی، اخلاقی و معنوی برای رشد اجتماعی سوق دهند، اخیراً نیز بر بعد معنوی سلامت در منشور بانکوک، درمورد ارتقاء سلامت، تاکید شد. امروزه برخی از سازمان هایی که ارزیابی مراکز مراقبت از سلامتی و اعطای اعتبارنامه به آنها را بر عهده دارند، پیشنهاد می کنند نیازهای معنوی بیماران نیز در مراکز مراقبت سلامتی ارزیابی شود. 
انجمن روان پزشکی آمریکا توصیه می کند که پزشکان، گرایش مذهبی و معنوی بیماران را جویا شوند، زیربنای این توصیه ها این است که مراقبت از بیمار، بسیار فراتر از درمان بیماری است و در برگیرنده نیازهای مختلف وی است. اکثر افراد خود گزارش می دهند که دارای زندگی معنوی اند برخی مطالعات بیانگر آن است که اکثریت بیماران به سلامت معنوی و جسمی خود به یک اندازه اهمیت می دهند. اکثر بیماران، خواهان رسیدگی و برآورده شدن نیازهای معنوی و مذهبی خوداند. یک مطالعه درمورد پزشکان خانواده نشان داد که اکثریت پاسخ دهندگان معتقدند سلامت معنوی یک عامل مهم در سلامت است . 
همان گونه که مشاهده می شود، حتی در دهه های اخیر نیز که در اروپا احساس نیاز به توجه به "سلامت معنوی" دیده می شود بیشتر از این ناحیه است که سلامت جسم و روان را نیازمند توجه به آن دیده اند.اما جدا از اهمیت و جایگاه سلامت معنوی در سلامت انسان، تلقی اندیشمندان از این بعد سلامت نیز بسیار متفاوت است. 
منبع:کتاب سلامت معنوی از دیدگاه اسلام
 
منبع:کتاب سلامت معنوی از دیدگاه اسلام