تعریف سلامت معنوی
اجماعي بر سر سازه معنويت و بالتبع مفهوم سلامت معنوي وجود ندارد .هانگلمان و همكارانش در يك مطالعه كيفي ويژگيهاي سلامت معنوي را شناسايي نمود ه اند. آنان در اين مطالعه، سلامت معنوي را به عنوان حسي از متصل بودن، هماهنگي بين خود ديگران، طبيعت و وجود متعالي كه از طريق يك فرايند رشد پويا و منسجم دست يافتني است و به يك شناخت هدف نهايي و معناي زندگي منجر مي شود، بیان می کنند.
گومز و فيشر سلامت معنوي را با اصطلاح حالتي از بودن، احساسات مثبت، شناخت ارتباط فرد با خود، ديگران و يك نيروي ماورايي و نيز فطرت تعريف مي كنند كه در صورت دارا بودن آن (سلامت معنوي) فرد احساس هويت، كمال، رضايتمندي، لذت، خرسندي، زيبايي، عشق، احترام، نگرش مثبت، آرامش، توازن دروني مي كند و داراي هدف و جهت زندگي مي شود .
بر طبق نظریه پولوتزین و الیسون (1982) سلامت معنوی دارای دو بعد عمودی و افقی است. بعد عمودی آن شامل احساس سلامتی در ارتباط با خدا (سلامت مذهبی) و بعد افقی آن شامل احساس رضایت و هدفدار بودن در زندگی است (سلامت وجودی). رضایی، سید فاطمی و ادیب حاج باقری (1387) در این باره می نویسند: سلامت معنوی تعادل بین جنبه های جسمی، روانی، اجتماعی و معنوی فرد است که باعث آرامش ذهن و احساس تمامیت و رفاه می شود و فرایندی از پیشرفت فرد به سوی ارتباطی هماهنگ است که از نیروهای درونی فرد سرچشمه می گیرد. سلامت معنوی در مراحل بالای هرم نیازهای مازلو قرار دارد و نمایانگر کیفیت زندگی فرد در بعد معنوی است (ص 32). زمانی که فردی اظهار سلامتی واقعی می کند، بدین معناست که او علاوه بر داشتن سلامت جسمی، به حقیقت و بنیان قوی معنوی در خود پی برده است (فراهانی نیا و عباسی، 1390، ص17).
در جمع بندي كلي اين مبحث، در يك تعريف جامع و مانع و در ترسيم فضاي مفهوم واژ ه اي سلامت معنوي شاید بتوان گفت سلامت معنوي عبارت است از برخورداري از حس پذيرش، احساسات مثبت، اخلاق، و حس ارتباط متقابل مثبت با يك قدرت حاكم و برتر قدسي، ديگران و خود كه طي يك فرآيند پويا و هماهنگ شناختي، عاطفي، كنشي و پيامدي شخصي حاصل مي آيد. (عباسی و همکاران 1391).
تهیه شده توسط خانم دکتر تیرگری