یک تلقی نادرست: خلاصه کردن ایمان و دین در احترام گذاشتن به اصول اخلاقی و انسانی
🔹در مقدمه خاتم پیامبران این مطلب را نوشتیم كه یگانه قدرتی كه واقعاً میتواند بر نفس حكومت كند، همان قدرت ایمان است. بعضی چنین تصوری دارند که معرفت خدا و یاد خدا بودن برای این است كه انسان ایمان به خدا داشته باشد به عنوان واضع اصول انسانیت، تا به اصول انسانیت احترام بگذارد.
🔹 گفتیم این تصور غلط است. شک ندارد كه این نتیجه بر ایمان بار میشود و این اثر برای ایمان هست، اما چنین نیست كه اگر فرض كنیم بشر در احترام گذاشتن به اصول انسانیت نیازی به ایمان به خدا نداشته باشد، بگوییم كه ایمان به خدا فلسفه خودش را از دست میدهد.
🔹 مسئله ایمان به خدا و مسئله یاد خدا و مسئله تقرب به خدا (تقرب به معنای واقعی که نزدیک شدن به خداست) اصلاً خودش هدف است، بلكه اساسیترین هدفها از نظر تعلیمات اسلامی این است و لهذا فلسفه اصلی عبادات همان تقرب به خداوند است و واقعاً اینكه بندهای از خانه نفس و از بیت ظلمانی طبیعت به سوی خداوند مهاجرت كند، هدف اصلی و اساسی است.
🔹اما اینكه در اثر این مهاجرت، اصول انسانیت هم نظم بهتری پیدا میكند، قطعاً و قهراً این خاصیت درجه دوم است و به تعبیر حكما: اوّلی از قبیل غایت و هدف است و دومی از قبیل فایده و اثر؛ ایمان به خدا اصلاً برای تقرب به خداوند است و خضوع در برابر اصول انسانیت اثر و فایدهای است كه بر آن مترتب میشود.
استاد مطهری، انسانشناسی قرآن، ص۲۱۵
«کانال رسمی بنیاد شهید مطهری»
t.me/motahari_ir